تبليغاتX
به سمت خدا

به سمت خدا

عرفان و مهدویت


لعنت خدا بر دشمنان اسلام و حجاب

شوخی‌های رکیک جنسي در يك نمایش زنده

 

نمایش "ازدواج در قهوه‌خانه" به کارگردانی بهزاد محمدی

که این روزها در سالن آمفی‌تئاتر پردیس سینمایی قلهک اجرا می‌شود،

اثری مملو از شوخی‌های رکیک جنسی است

که اجرای این اثر یک سؤال اساسی را در ذهن متبادر می‌کند؛

کدام نهاد و وزارتخانه‌ای به این اثر مبتذل مجوز اجرا داده است؟؟؟؟؟؟؟؟


بقیه در ادامه مطلب ...............



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/02/17 توسط مسعود


آیینه و شیشه


جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست.... 

عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟

گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.

بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟

گفت: خودم را می بینم !

عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !

آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"

اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و

 در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی

این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن

وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند

اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !

تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری،

 تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری.....


منبع : لیمونده


نوشته شده در تاريخ جمعه 1391/01/25 توسط مسعود

مولا علی(ع)فرمود:


در هر روزی که نافرمانی خدا نکنی (گناه نکنی) آن روز عید تو است.(نهج البلاغه،حکمت 428) 


معما :


سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند. قیمت ساعت 30 هزار تومان بوده  و


هر کدام نفری 10 هزار تومن پرداخت میکنند تا آن ساعت را خریداری کنند



بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت 25 هزار تومان بوده.


 این 5 هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان


شاگرد 2 هزار تومان را برای خود بر میدارد و 3 هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند.نفری هزار تومان


حال هر کدام از آنها نفری 9 هزار تومان پرداخت کرده اند . که  3 * 9  برابر 27 میشود


این مبلغ به علاوه آن 2 هزار تومان که پیش شاگرد است می شود 29 تومان


هزار تومان باقیمانده کجاست؟


طراح سوال: دکتر حسابی


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1391/01/08 توسط مسعود

بسم رب الشهدا والصدقین



ما که رفتیم ، مادر پیری دارم و ۱ زن و سه بچه قدو نیم قد ،


 از دار دنیا چیزی ندارم جز یک پیام :


 قیامت یقه تان را میگیرم اگر ولی فقیه را تنها بگذارید...........


یاعلی


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/12/08 توسط مسعود

چه كشكی چه پشمی؟

چوپانی گله را به صحرا برد و به درخت گردوی تنومندی رسید


از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی درگرفت،


خواست فرود آید ، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد


دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند. از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت :


ای امام زاده گله ام نذر تو ، از درخت سالم پایین بیایم .


قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده


و خود را محکم گرفت و گفت :


ای امام زاده خدا راضی نمی شود كه زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند


 و تو همه گله را صاحب شوی . نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم


قدری پایین ترآمد وقتی كه نزدیك تنه درخت رسید گفت:


ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می كنی؟


آنهارا خودم نگهداری می كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو می دهم


وقتی كمی پایین تر آمد گفت

 
بالاخره چوپان هم كه بی مزد نمی شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد

.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت


مرد حسابی چه كشكی چه پشمی؟ ما از هول خودمان یك غلطی كردیم


غلط زیادی كه جریمه ندارد..........


كتاب كوچه احمد شاملو


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/11/27 توسط مسعود


بعضی ها حیاء و دین و خدا رو طوری کنارگذاشتن که از انجام خیلی از


 گناهان اونم در ملاء عام ترسی ندارن. این آقا هم که داره با خانم آنجلیا جولی


(که یکی از هرزه ترین و زناکارترین افراد دنیاست) داره دست میده،هیچ اهمیتی هم براش نداره.


حالا میدونید مفهومش چیه؟مفهومش اینه که این آقا برای افتخاری که به خاطر فیلمش بدست آورده،


حتی حاضره با زنی که از نظر دین،تماس با اون حرامه،دست بده!


 تازه یه زن معمولی هم نه. زنی که فیلم های سکس یا حداقل سکس آلود مختلفی رو بازی کرده


و بخاطر همین فیلم هاش توی دنیا معروف شده.


درواقع آقای فرهادی با این عمل خودش به متدینین و جامعه دیندار ما گفت: کدوم خدا،کدوم حیاء؟


آقای اصغر فرهادی،حتی اگه هیچ دینی هم نداشته باشه


 باید حداقل به پاس احترام به مردم و هموطنانش که


 به این مسائل اعتقاد دارن از دست دادن با این زن بدکاره خودداری میکرد


حالا اگه این گناه بیاد و در ملائ عام انجام بشه،جرمش خیلی خیلی بیشتر میشه و مجازاتش هم سخت تر


چون فرد گناهکار علاوه بر اینکه داره این گناه رو در ملاء عام انجام میده ،


داره قبح و زشتی اون گناه رو هم از بین می بره و امان از وقتیکه


قبح و زتشی یه گناه در جامعه از بین بره. اونوقته که دیگه مردم از انجام اون گناه،


هیچ شرم و حیائی ندارن اگر هم به افراد ی مثل آقای فرهادی اعتراض کنید


 در جوابتون میگن که ما اعتقادی به اینکه زن و مرد نمیتونن با هم دست بدن و از این حرف،نداریم به همین راحتی


ولی اگه واقعا علی(ع) الان بود اجازه چنین جسارتها و چنین رفتارهایی رو به این افراد میداد؟؟؟؟


یا علی! درود خدا بر تو که در نبودنت - با اینکه تو را ندیده ایم - دل های ما برایت خیلی تنگ شده است.


 ای کاش بودی و جور زمانه را می دیدی و تسلای قلب های دردمندمان می شدی....


منبع:پایگاه قرآنی مهیمن


نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/11/07 توسط مسعود


لعنت خدا بر دشمنان اسلام و حجاب


در حالی که همچنان بسیاری از مخاطبان امیدوارند فیلم جدید بهرام بهرامیان با عنوان «پریناز»


 را در جشنواره ببینند، تازه‌ترین اخبار حکایت از آن دارند که ان فیلم فعلا توقیف است


 و نمایش آن در جشنواره منتفی است.


به این عکس نگاه کنید



گریم خاص فاطمه معتمدآریا در این فیلم ، عامل اصلی توقیف این فیلم است.


در اینجا کاملا معلومه که میخوان حجاب رو بد جلوه بدن


 و میخوان نشون بدن که افراد چادری ، با حجاب و مذهبی ظاهری بد و زشت دارن.


 انجام این کار توهین آمیز در فیلم ورود آقایان ممنوع هم تکرار شده بود که در اونجا هم


 یک فرد مذهبی و با حجاب رو به شکلی زشت گریم کرده بودن.


دوستان عزیز مواظب باشید دشمنان اسلام همه جوره میخوان اسلام و حجاب رو نابود کنن......


یاعلی

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/10/27 توسط مسعود


طلب علم حتی در جنگ


در تفحص شهدا پیکری شهیدی پیدا شد که هیچ سلاح و قمقمه ای نداشت،اما وقتی


پیراهنش رو باز کردند،دیدند تو پیراهنش یک کتاب و دفتری که لای آن خودکار بوده داشته


 که هروقت از رزم  فراغتی یافت درسش را بخواند.


کتابی که ده سال تمام،با آن شهید همراه بود و با هر حرکتی برگ برگ آن دست خوش باد میشد...


و حال ما، در این جنگ نامرئی روان تنها فرصتی که برای درس خواندن میگذاریم در مدت زمان


فرجه هاست و چه بسا فرجه ها هم تمام شود و شب امتحانی شود. درس خواندنمان فقط صرف

پاس کردن دروس و عدم مشروطی


و حال آنکه هدف باید چیز دیگری باشد:


انجام فرمان حکم امام خامنه ای(روحی و ارواحنا فداه)


جهاد اقتصادی که جز با درس خواندن محقق نمیشود.


پیوست یک: فرجه ها شروع میشود...امتحان و شب امتحان و شروع ترم جدید و


روز از نو روزی از نو...


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1390/10/15 توسط مسعود


به نام خدا


سلام.........................


هرگاه خواستیم از راه رفتن كسی ایراد بگیریم، ابتدا چند قدم با كفش های او راه برویم...


دوستانی که انتقاد یا پیشنهاد دارند سعی کنن


نظر خصوصی ندن تا من بتونم نظراتشون رو تایید کنم...


چرا به جمجمه می نگری؟


پادشاهی در راهی می گذشت که چشمش به مردی افتاد.


آن مرد،جمجمه انسانی را پیش روی گذاشته بود و به آن نگاه می کرد.


پادشاه بسوی او رفت و پرسید :


با این جمجمه استخوانی چه کار داری، که آن را در پیش روی خویش نهاده ای؟


 آن مرد پاسخ داد ای پادشاه!من هر چقدر به این جمجمه نگاه می کنم نمی فهمم


 که این کله متعلق به آدم فقیر و بیچاره مثل من است یا تعلق به بزرگی چون تو دارد.


 پادشاه نیز انگشت حیرت به دهان گرفت و گفت:ما نیز نمی دانیم.


آن مرد فقیر گفت:عمری را در روی زمین سپری ساختم و دیدم


 من و تو هر کدام به اندازه یک قبر از این دنیا نصیب می بریم.


اگر چه تو دارای سپاه و ملک و کشور هستی اما شکم هر دوی ما با دو قرص نان سیر می شود...


یاعلی

نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/10/09 توسط مسعود


نامه ای به خدا

یک روز کارمند پست به نامه هایی که آدرس نامعلوم داشتند رسیدگی می کرد


متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !


کارمند پست با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.


در نامه این طور نوشته شده بود : خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم


 که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.


دیروز یک نفر کیف مرا که صد هزار تومان در آن بود دزدید.


این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.


دوشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام.


 اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.


تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن


کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.


نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند تومانی روی میز گذاشتند.


در پایان 96 هزار تومان جمع شد و برای پیرزن فرستادند


همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.


عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.


تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا


همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:


خدای عزیزم ، چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم .


 با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم.


 من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی


البته چهار هزار تومان آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند....



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1390/09/29 توسط مسعود



نقاره ها ز اوج مناره وزيده اند


مردم صداي آمدنت را شنيده اند


زيباتر از هميشه شده آستان تو


آقا! چقدر ريسه برايت کشيده اند


ولادت هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولايت، آقا امام رضا (ع) مبارکباد....


نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/07/15 توسط مسعود

بساط شيطان

به روايت افسانه‌ها روزي شيطان همه جا جار زد

كه قصد دارد از كار خود دست بكشد

و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد

او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت

اين وسايل شامل خودپرستي ، شهوت ، نفرت ، خشم ، آز

حسادت ، قدرت‌طلبي و ديگر شرارت‌ها بود

ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مي‌رسيد

بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد

كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست ؟

شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگي ا‌ست

آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است ؟

شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد:

چون اين مؤثرترين وسيله ی من است

هرگاه ساير ابزارم بي‌اثر مي‌شوند

فقط با اين وسيله مي‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم

و كاري را به انجام برسانم

اگر فقط موفق شوم كسي را

به احساس نوميدي ، دلسردی و اندوه وا دارم

مي‌توانم با او هر آنچه مي‌خواهم بكنم . . .

من اين وسيله را در مورد تمامي انسان‌ها به كار برده‌ام

به همين دليل اين قدر كهنه است

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1390/04/01 توسط مسعود

ایمیل از دیار باقی


روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل


متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است


تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند نامه را مينويسد.


اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد .در اين ضمن


در گوشه ديگر از اين کره خاکي،زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود


 با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود


 تا ايميل هاي خود را چک کند .اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد.


 پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند


 و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:


گيرنده : همسر عزيزم ......موضوع : من رسيدم 


ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش آنها اينجا کامپيوتر دارند


 و هر کس به اينجا مياد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته.من همين الان رسيدم و


همه چيز را چک کردم همه چيز براي ورود تو روبراهه . فردا ميبينمت .


 اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه. واي چه قدر اينجا گرمه.


نویسنده : ناشناخته
سلامت شاد و موفق باشید
در پناه خالق یکتا

نوشته شده در تاريخ جمعه 1390/09/25 توسط مسعود


ای بخشنده مهربان  ...


 ای آنکه از پشت حجابهای غیب بر پیدا و پنهان ما آگاهی


 و در ماورای نور و ظلمت اسرار نا گفته را می شنوی


 و ارتعاش اندیشه را در پرده های لطیف مغز می بینی


تورا به یگانگی و عظمت میشناسم


 و بر آستان شکوه و قدرت تو پیشانی بندگی بر خاک می گذارم


ترا با دیدگان بینا نمی بینند ، ولی نادیده ات نیز نمی انگارند


 فروغ جمال تو در قلب ها و عواطف شعله عشق می افروزد ،


اماجلوه دلبری تو از چشم انداز مستور است.


دستگاه خداوندی تو آنچنان بلند است


 که پرواز اندیشه از پیرامون آن محال باشد ،


 ولی دست دل نواز و مهربان تو در اعماق دریاها و خمیدگی دره ها


کوچکترین و پست ترین ذرات موجود را مشمول نوازش و مهربانی خود قرار میدهد


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1390/09/21 توسط مسعود

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند


چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند


گوییا باور نمی دارند روز داوری


کین همه قلب و دغل در کار داور می کنند


بنده پیر خراباتم که درویشان او


خاک را از بی نیازی خاک بر سر می کنند


اه اه از دست صرافان ناقص عقل که


هر زمان خر مُهره را با در برابر میکنند

 

امام زمان 313 تا یار و منتظران واقعی میخواد....نه مثل من و امثال من.....


نوشته شده در تاريخ شنبه 1390/09/19 توسط مسعود